میدونم مینا هیچ وقت این نوشته ها را نمیخونی و با امین خوش
هستی ولی بدون بی تو زندگی ام هیچ است
+ نوشته شده در شنبه هفتم فروردین 1389ساعت 13:40  توسط دلقک غمگین
|
نمی دانی و ای کاش ندانی هرگز که چه سخت است نشستن به
تماشای چنین تصویری که تویی که گل من بودی و من کاشتمت ، در
دل باغ دگر می رویی و می گویی که ز من یاد مکن ، یا دمی هم حتی
دل غمگینت را به گلت شاد مکن ، چون تو گفتی بر چشم به سراغ تو
نمی آیم و در سینه تو را می بویم که تو در باغ جدیدی که در آن جای
خواهی شد شاد و خرم باشی
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 21:50  توسط دلقک غمگین
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 11:56  توسط دلقک غمگین
|
من غروب عشق خود را در نگاهت ديده ام.... من بناي ارزو ها را زهم
پاشيده ام.... آنچه بايد من بفهمم اين زمان فهميده ام.... در دل خود من به
عشق پوچ تو
خنديده ام
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 12:6  توسط دلقک غمگین
|
نميدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نميخواهم بدانم كوزه گر از خاك اندامم چه خواهد ساخت
ولي بسيار مشتاقم كه از خاك گلويم
سوتكي سازد
گلويم سوتكي باشد به دست كودكي گستاخ و بازيگوش
و او يكريز پي در پي
دم خويش را بر گلويم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدين سان بشكند در من سكوت مرگبارم را
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 22:28  توسط عروسک خیال
|
عشق یعنی مستی دیوانگی
عشق یعنی با جهان بیگانگی
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر
عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی سر به دار اویختن
عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی در جهان رسوا شدن
عشق یعنی مست و بی پروا شدن
عشق یعنی سوختن یا ساختن
عشق یعنی زندگی را باختن
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 11:34  توسط دلقک غمگین
|
عشق به زندگی را فریاد می زنیم اما افسوس که در هیایوی بی رنگ عاطفه ها گاهی قلب را در گرو اندکی محبت میگذاریم و اینگونه قلب را بدون دریافت چیزی از دست می دهیم و ما هم میشویم یک بی عاطفه
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 0:23  توسط دلقک غمگین
|
شاید آن روز که سهراب نوشت: تا شقایق هست زندگی
باید کرد خبر از دل پر درد گل یاس نداشت..باید اینطور
نوشت: هر گلی باشی چه شقایق چه پیچک و یاس
زندگی اجباریست..زندگی در گرو خاطره هاست.. خاطره
در گرو فاصله هاست .....فاصله تلخترین خاطره هاست
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 0:17  توسط دلقک غمگین
|
پس از رفتنت ارزوهایم را دفن خواهم کرد.دفتر خاطراتم را به اب خواهم انداخت نبودنت را باور خواهم کرد اجازه ورود هیچ نگاهی را به خیالم نخواهم داد اما کاش قبل رفتنت به گنجشکان شهر بسپاری برق انتظار را در چشمان و نغمه های خود نگاه دارند تا شاید رفتنت را برگشتی باشد
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 17:35  توسط دلقک غمگین
|
بهترین درس زندگی را از تو اموختم که میگفتی زندگی ایینه رفتار ماست.هرگونه که باشیم زندگی همان گونه خواهد بود ولی حیف که من دیر فهمیدم
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 17:34  توسط دلقک غمگین
|